ابو الفضل مير محمدى زرندى
296
تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )
خدا اينكه : حروفش را مستقيم نگه داشتند ولى حدودش را تحريف كردند « 1 » . اينها خلاصه دليلهاى قائلين به تحريف قرآن بود كه ذكر كرديم . دليلهاى قائلين به عدم تحريف و اما دليلهاى عدم تحريف قرآن نيز زياد است كه اجمالا متعرض آنها مىشويم و نيز بايد بگوييم اينها نيز خالى از اشكال نيست و ناچار بايد در پى ادلهاى كه قابل مناقشه نباشد رفت و به حمد اللّه داراى چنين ادلهاى هستيم كه از جمله آنها عبارتست از : 1 - آيه شريفه « إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ » « 2 » : البته ما قرآن را بر تو نازل كرديم و آن را نگه خواهيم داشت . و چون مراد از ذكر ، در اين آيه ، قرآن است خداوند متعال وعدهء حفظ قرآن را داده است و مقصود از حفظ ، همان حفظ از آسيبهاى تحريف و زياده و نقص است هر گاه خداى نكرده به قرآن زياده و يا نقصانى رسيده باشد خداى متعال به وعدهء خود عمل ننموده است - العياذ باللّه . ولى در جواب اين استدلال گفته مىشود محتمل است كه مراد از حفظ قرآن محافظت قرآن و نگهدارى آنست در نزد امام معصوم . همانطور كه قرآن مخصوص على ( عليه السلام ) در نزد آن حضرت محفوظ مانده و پس از آن حضرت خلفايش آن را به ارث مىبرند و به مضمون آن مطلع شده به آن عمل مىنمايند و به ديگران نيز مىرسانند و اين معنى گر چه احتمالى بيش نيست لكن استدلال را سست مىكند . 2 - آيه شريفهء « إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جاءَهُمْ وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ » « 3 » : همانا كافران ، به اين قرآن كه براى آنان آمده ، كفر ورزيدند و به حقيقت ، اين قرآن صاحب عزت است و هرگز بطلان نه از پيش و نه از پس به آن حادث نشود و آن فرستاده خداوند حكيم و ستوده صفات است . در جواب اين آيه نيز گفته مىشود : بر حسب اين آيه بطلانى به قرآن كريم روى ندهد
--> ( 1 ) البيان ، فصل صيانة القرآن عن التحريف . ص 136 . ( 2 ) سورهء حجر ، آيه 9 . ( 3 ) سوره فصلت ، آيه 41 و 42 .